
با عدم اطمینان ذاتی و سهام زیاد ، سرمایه گذاری به همان اندازه یک تمرین در کنترل احساسات است که یک تمرین فکری است. ما فقط انسان هستیم. برای تصمیم گیری بهتر ، تلاش برای شناسایی نقاط ضعف و تعصبات طبیعی ما برای تلاش برای اصلاح آنها کاملاً منطقی است. همانطور که در شماره ماه اوت از Moingstar Stockinvestor بیان شده است ، در زیر برخی از ناهنجاری های ذهنی مشترک مربوط به سرمایه گذاری است که می تواند تصمیم گیری منطقی را مهار کند. لنگر انداختن لنگر انداختن عمل اتصال به یک قطعه اطلاعاتی خاص و استفاده از آن به عنوان یک نقطه مرجع برای تصمیم گیری است. متأسفانه ، بسیاری از سرمایه گذاران بر روی چیزهایی که به ارزش یک تجارت بی ربط نیستند ، مانند مبنای هزینه شخصی خودشان در یک سهام معین یا تجارت 52 هفته ای ، لنگر می زنند. در عوض ، ما باید روی چیزی که بیشترین اهمیت را دارد ، برآورد جریان نقدی آینده یک شرکت متمرکز شویم. به عنوان نمونه ، آیا تا به حال به خودتان فکر کرده اید ، "اگر من فقط بتوانم به این سهام برگردم-پس از آن ، من می فروشم."اگر دارید ، قربانی شده اید که می توانید روی یک قطعه از اطلاعات بی ربط لنگر بزنید. مبنای هزینه ما در یک سهام معین هیچ ارتباطی با ارزش ذاتی تخمین زده شده از یک تجارت ندارد ، بنابراین ما عاقلانه هستیم که هنگام تصمیم گیری در خرید و فروش ، کاملاً از مبنای هزینه نادیده بگیریم. همین مورد در مورد هر قطعه ای از داده ها که یکی از آنها را در مورد جریان نقدی آینده و ارزش واقعی مطلع نمی کند ، نیز همین مسئله است. لنگر انداختن همچنین می تواند در مورد نحوه مشاهده جهان اعمال شود ، و ما می توانیم با استفاده از اطلاعات جدید برای به روزرسانی نقشه های ذهنی خود ، در موقعیت های قدیمی لنگر بزنیم. به عنوان مثال ، دل یک شرکت غالب با مزایای اصلی رقابتی برای بخش بهتر دو دهه بود. اما این مزایا به پایان جاده رسید. کسانی که این تغییر را دیدند و به طور مناسب عمل کردند ، بسیار بهتر از ما (AHEM) که دیدگاه منسوخ از شرکت داشتند ، فرار کردند.
تعصب در دسترس بودن این میانبر ذهنی مربوط به اهمیت نسبی اطلاعات است. اهمیتی که ذهن ما به اطلاعات ضمیمه می شود با هر چند وقت یکبار اطلاعات را می بینیم. اگر اغلب در مورد چیزی ببینیم و فکر کنیم ، مغز ما اهمیت بیشتری به آن می بخشد. تا کنون که به راحتی در دسترس ترین اطلاعات موجود در بازار قیمت سهام است. آنها همه جا هستند. اما قیمت سهام تنها یک قطعه از معادله است. هدف ما به عنوان سرمایه گذاران به سادگی باید خرید چیزهایی باشد که قیمت زیر ارزش ذاتی باشد و وقتی قیمت بالاتر از ارزش ذاتی باشد ، بفروشید. دانستن قیمت بدون دانستن ارزش به این معنی است که شما اصلاً چیز زیادی نمی دانید. برای کمک به جبران این تعصب ، فرکانس را که قیمت سهام خود را بررسی می کنید ، کاهش دهید و مدت زمانی را که می توانید خواندن چیزهایی را که حاوی اطلاعات بسیار مفیدی هستند ، مانند گزارش های سالانه صرف کنید ، افزایش دهید. تأثیر موقوفات مردم نسبت به چیزهایی که در اختیار آنها نیستند ، ارزش بالاتری را برای چیزهایی که در حال حاضر در اختیار دارند قرار می دهند. به این معنی که ، ما دارایی های خود را با قیمت بسیار بالاتری از آنچه که در صورت عدم مالکیت آنها ، همان دارایی ها را می خریدیم ، می فروختیم. ریچارد تالر ، اقتصاددان آمریكا پیشگام آزمایش جذاب با لیوان های قهوه برای نشان دادن این اثر بود. به نیمی از افراد یک گروه لیوان قهوه داده می شود و از آنها سؤال می شود که آنها مایل به فروش لیوان خود هستند. از نیمی دیگر سؤال می شود که در کدام قیمت مایل به خرید همان لیوان ها هستند. به ناچار ، فروشندگان لیوان را تقریباً دو برابر آنچه خریداران بالقوه انجام می دهند ، قیمت می کنند. ما باید اطمینان حاصل کنیم که از سقوط در این تله با سهام محافظت می کنیم ، زیرا ممکن است ما را برای مدت طولانی به موقعیت معین ادامه دهیم. ممکن است وانمود کنید که شما قبلاً چیزی ندارید و سپس از خود بپرسید ، "آیا امروز این سهام را خریداری می کنم؟"اگر جواب "نه" است و جایگزینی مناسب در دسترس است ، احتمالاً ارزشمند است که تجارت کنید.
هزینه های غرق در هزینه های غرق شده هزینه های غرق شده هزینه هایی است که پس از تحمل قابل بازیابی نیست. هنگامی که چیزی در هر زمان و هزینه ای پرداخت می شود ، غریزه ما این است که ما باید سربازان را به دست آوریم و از هزینه آن سود ببریم ، مبادا مبادا احساس کنیم که منابع را هدر می دهیم. این یک تغییر از دست دادن از دست دادن است ، که مفهومی است که می گوید مردم درد یک ضرر را به دو برابر بزرگی احساس می کنند احساس لذت از یکسان را احساس می کنند. دو نکته در اینجااول ، اگر یک سهام به وضوح به ارزش بسیار کمتر از آنچه که در ابتدا برای آن پرداخت کرده ایم ، ارزش دارد ، اگر قیمت امروز بالاتر از برآورد ارزش فعلی ما باشد ، باید مایل به فروش باشیم. اینکه ما در حال تحقق ضرر هستیم باید برای تصمیم گیری بی ربط باشد. دوم ، اگر چندین ساعت را برای تحقیق در یک فرصت معین بگذرانیم ، باز هم باید مایل به فرار باشیم. غریزه ما این فرصت را خواهد داشت زیرا ما فقط وقت خود را صرف کردیم ، اما هدف ما این است که از عقلانیت بیشتر غریزه باشیم. رفتار گله ای عمیق ترین غرایز ما به ما می گوید که در تعداد ایمنی وجود دارد. فراتر از داشتن تمایل به انجام آنچه که درک می شود از نظر اجتماعی قابل قبول است ، ما اغلب معتقدیم که دیگران اطلاعات مفیدی دارند که از آنها می توانیم نشانه هایی بگیریم. از این گذشته ، همه ما دوست داریم دوست داشته باشیم ، و گروه بزرگتر ممکن است چیزی را که ما نمی دانیم بدانند. به سادگی ، اگر "همه این کار را می کنند" ، ما فشار را برای انجام همان عمل احساس می کنیم ، هرچه ممکن است باشد. بعلاوه ، با سرمایه گذاری فعالیتی که داشتن اطلاعات ناقص یک هنجار است ، می توان این غریزه را برای گرفتن نشانه ها از دیگران تقویت کرد. این گرایش می تواند باعث شود سرمایه گذاران هر آنچه را که در گذشته بهتر عمل کرده است تعقیب کنند. این همچنین غریزه ای است که در ریشه تمام حباب ها و وحشت ها قرار دارد. داشتن یک دیدگاه مستقل و تمایل به رفتن در برابر دانه آسان نیست ، اما اگر بخواهیم بازده برتر را با خرید کم (هنگامی که سهام غیرقابل انکار است) و فروش بالایی داشته باشیم ، این اقدامات فوق العاده مهمی است (وقتی بازار سرخوشی است)بشرهمانطور که قبلاً گفتم ، روی توپ ها را بخرید ، روی ترومپت ها بفروشید. تعصب recency ما در اینجا و اکنون زندگی می کنیم ، و توانایی تامل در مورد چیزها در گذشته و/یا آینده یک توانایی منحصر به فرد انسانی است که به عملکردهای شناختی بالاتری نیاز دارد. با این حال غرایز ما هنوز هم می توانند به مناسبت ما بهتر شوند. recency تمایل به وزن گیری حوادث اخیر بسیار بیشتر در تصمیم گیری ما نسبت به وقایع دورتر است. این نوعی از کوتاه مدت ذهنی است که در آن خیلی بیشتر از دیدگاه تاریخی بسیار گسترده تر به وضعیت فعلی خود فکر می کنیم.

این می تواند ما را به این نتیجه برساند که وضعیت فعلی جهان-خوب یا بد-به آینده ، به جای بازگشت به یک میانگین طولانی.< Pan> این می تواند ما را به این نتیجه برساند که وضعیت فعلی جهان-افراد خوب یا بد-به آینده ، به جای بازگشت به یک میانگین بلند مدت. این می تواند ما را فرض کند که وضعیت فعلیبه جای بازگشت به یک میانگین بلند مدت ، جهانیان-خوب یا بد-به آینده به آینده باز می گردند.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود استادمحمد
بازدید : 29
تاريخ : شنبه
11 شهريور
1402 ساعت: 22:12