کسب سود مداوم از بازار

ساخت وبلاگ

در دراز مدت ، یک شرکت برای تنظیم تمام ورودی های خود آزاد است. شرکت های جدید می توانند وارد هر بازار شوند. شرکت های موجود می توانند بازارهای خود را ترک کنند. در این بخش خواهیم دید که مدل رقابت کامل پیش بینی می کند که ، در یک تعادل بلند مدت ، تولید با کمترین هزینه ممکن برای هر واحد انجام می شود و تمام سود و ضرر اقتصادی از بین می رود.

سود اقتصادی و ضرر اقتصادی

سود و زیان اقتصادی نقش مهمی در الگوی رقابت کامل دارد. وجود سود اقتصادی در یک صنعت خاص ، شرکت های جدید را در طولانی مدت به صنعت جذب می کند. با ورود بنگاه های جدید ، منحنی عرضه به سمت راست تغییر می کند ، قیمت سقوط می کند و سود سقوط می کند. شرکت ها تا زمانی که سود اقتصادی به صفر برسد ، وارد صنعت می شوند. اگر بنگاه های یک صنعت ضرر اقتصادی را تجربه کنند ، برخی از آنها ترک می کنند. منحنی عرضه به سمت چپ تغییر می کند ، قیمت را افزایش می دهد و باعث کاهش ضرر می شود. بنگاهها همچنان مرخصی می گیرند تا زمانی که بنگاه های باقیمانده دیگر متحمل ضرر نشوند - تا زمانی که سود اقتصادی صفر نباشد.

قبل از بررسی مکانیسمی که ورود و خروج از آن سود و زیان اقتصادی را از بین می برد ، باید یک کلید مهم برای درک آن را بررسی کنیم: تفاوت بین حسابداری و مفاهیم اقتصادی سود و زیان.

مفاهیم حسابداری سود و زیان

سود اقتصادی برابر است با کل درآمد منهای کل هزینه ، جایی که هزینه به معنای اقتصادی به عنوان هزینه فرصت اندازه گیری می شود. اگر هزینه کل بیش از کل درآمد باشد ، ضرر اقتصادی (سود منفی اقتصادی) متحمل می شود.

حسابداران فقط در محاسبه هزینه کل هزینه های صریح را شامل می شوند. هزینه های صریح هزینه هایی که باید برای عوامل تولید مانند نیروی کار و سرمایه پرداخت شود. شامل هزینه هایی است که باید برای عوامل تولید مانند کار و سرمایه ، همراه با برآورد استهلاک پرداخت شود. سود محاسبه شده با استفاده از تنها هزینه های صریح ، سود حسابداری سود محاسبه شده با استفاده از تنها هزینه های صریح نامیده می شود. بشراین اندازه گیری شرکت های سود به طور معمول گزارش می شود. بنگاهها سود حسابداری خود را پرداخت می کنند و شرکتی که سود آن را برای یک دوره خاص گزارش می دهد ، سود حسابداری خود را گزارش می کند. برای محاسبه سود حسابداری خود ، آقای گورتاری ، کشاورز تربچه ، هزینه های صریح ، مانند هزینه های کار ، تجهیزات و سایر منابع را از درآمد دریافتی وی می کند.

اقتصاددانان علاوه بر هزینه های صریح ذکر شده توسط حسابداران ، هزینه ها را می شناسند. اگر آقای گورتاری در حال رشد تربچه نبود ، می توانست با این زمین و با تلاش خود کار دیگری انجام دهد. فرض کنید ارزشمندترین استفاده جایگزین از زمین وی تولید هویج است که از آن آقای گورتاری می تواند 250 دلار در ماه سود حسابداری کسب کند. درآمدی که وی با تولید هویج از دست می دهد ، هزینه ای برای تولید تربچه است. این هزینه صریح نیست ؛بازدهی که آقای گورتاری می تواند از تولید هویج بدست آورد ، در بیانیه حسابداری معمولی از سود حسابداری وی ظاهر نمی شود. هزینه ای که در مفهوم اقتصادی هزینه فرصت گنجانده شده است ، اما این هزینه صریح نیست ، هزینه ضمنی به عنوان هزینه ای نامیده می شود که در مفهوم اقتصادی هزینه فرصت گنجانده شده است اما این یک هزینه صریح نیست. بشر

سود طولانی مدت و صفر سود اقتصادی

با توجه به تعریف ما از سود اقتصادی ، می توانیم به راحتی ببینیم که چرا در رقابت کامل ، آنها همیشه باید در دراز مدت با صفر برابر باشند. فرض کنید دو صنعت در اقتصاد وجود دارد و شرکت های صنعت A در حال کسب سود اقتصادی هستند. طبق تعریف ، بنگاه های صنعت A در حال بازده بیشتر از بازده موجود در صنعت B هستند. این بدان معنی است که بنگاه های صنعت B درآمد کمتری نسبت به آنچه در صنعت دارند درآمد دارند. شرکت های در صنعت B ضررهای اقتصادی را تجربه می کنند.

با توجه به ورود و خروج آسان ، برخی از بنگاه های صنعت B آن را ترک می کنند و برای کسب سود بیشتر در آنجا وارد صنعت می شوند. با این کار ، منحنی عرضه در صنعت B به سمت چپ تغییر می کند و قیمت ها و سود موجود در آنجا را افزایش می دهد. با ورود شرکتهای پیشین صنعت B وارد صنعت A ، منحنی عرضه در صنعت A به سمت راست تغییر می کند و سود را در A. کاهش می دهد. روند شرکت های ترک صنعت B و ورود به یک اراده ادامه می یابد تا زمانی که بنگاه ها در هر دو صنعت سود اقتصادی صفر کسب کنند. این یک نتیجه مهم طولانی مدت را نشان می دهد: سود اقتصادی در یک سیستم بازارهای کاملاً رقابتی ، در دراز مدت ، در تمام صنایع به صفر خواهد رسید.

از بین بردن سود اقتصادی: نقش ورود

فرآیندی که از طریق آن ورود باعث حذف سود اقتصادی در بلندمدت می شود، در شکل 9. 9 "حذف سود اقتصادی در بلندمدت" نشان داده شده است که بر اساس وضعیت ارائه شده در شکل 9. 5 "اعمال قاعده تصمیم گیری حاشیه ای" است. قیمت تربچه 0. 40 دلار در هر پوند است. میانگین هزینه کل آقای گورتاری با تولید 6700 پوند تربچه در ماه 0. 26 دلار به ازای هر پوند است. سود هر واحد 0. 14 دلار (0. 40 - 0. 26 دلار) است. بنابراین آقای گورتاری سودی معادل 938 دلار در ماه (=0. 14 × 6700 دلار) به دست می آورد.

شکل 9. 9 حذف سود اقتصادی در بلندمدت

اگر بنگاه های صنعتی در حال کسب سود اقتصادی باشند، ورود در بلندمدت اتفاق می افتد. در پانل (ب)، سود یک شرکت واحد با ناحیه سایه دار نشان داده می شود. ورود تا زمانی ادامه می یابد که شرکت های این صنعت در پایین ترین نقطه منحنی میانگین هزینه کل مربوطه خود عمل کنند و سود اقتصادی به صفر برسد.

سود در صنعت تربچه در درازمدت ورود را جذب می کند. پانل (الف) شکل 9. 9 "حذف سود اقتصادی در بلندمدت" نشان می دهد که با ورود شرکت ها، منحنی عرضه به سمت راست تغییر می کند و قیمت تربچه کاهش می یابد. شرکت های جدید تا زمانی وارد می شوند که سود اقتصادی حاصل شود - تا زمانی که قیمت از ATC در پانل (ب) فراتر رود. با کاهش قیمت، درآمد نهایی به MR کاهش می یابد2و شرکت مقدار عرضه خود را کاهش می دهد و در امتداد منحنی هزینه نهایی (MC) به پایین ترین نقطه در منحنی ATC حرکت می کند، 0. 22 دلار در هر پوند و خروجی 5000 پوند در ماه. اگرچه تولید بنگاه های منفرد در واکنش به کاهش قیمت ها کاهش می یابد، اما اکنون تعداد شرکت های بیشتری وجود دارد، بنابراین تولید صنعت به 13 میلیون پوند در ماه در پانل (الف) افزایش می یابد.

حذف ضررها: نقش خروج

همانطور که ورود باعث حذف سود اقتصادی در بلندمدت می شود، خروج نیز زیان های اقتصادی را از بین می برد. در شکل 9. 10 "حذف زیان های اقتصادی در بلندمدت"، پانل (الف) مورد صنعتی را نشان می دهد که در آن قیمت بازار P1زیر ATC است. در پانل (ب)، به قیمت P1یک شرکت واحد مقدار q را تولید می کند1، با فرض اینکه حداقل هزینه متغیر متوسط خود را پوشش می دهد. زیان شرکت توسط مستطیل سایه دار که با میانگین هزینه کل C محدود شده است نشان داده می شود1و قیمت پ1و با خروجی q1.

از آنجایی که شرکت های فعال در این صنعت در حال ضرر دادن هستند، برخی از آنها خارج می شوند. منحنی عرضه در پانل (الف) به سمت چپ جابه جا می شود و تا زمانی که شرکت ها متحمل ضرر می شوند، به جابجایی آن ادامه می دهد. در نهایت منحنی عرضه تا آخر به سمت S تغییر می کند2، قیمت به P افزایش می یابد2و سود اقتصادی به صفر برمی گردد.

شکل 9. 10 حذف زیان های اقتصادی در بلندمدت

پانل (ب) نشان می دهد که با قیمت اولیه p1، شرکت های صنعت نمی توانند متوسط هزینه کل را پوشش دهند (MR1زیر ATC است). این باعث می شود برخی از بنگاهها صنعت را ترک کنند و منحنی عرضه را در پنل (A) به S تغییر دهند2، کاهش بازده صنعت به q2و افزایش قیمت به P2بشربا آن قیمت (آقای2) ، شرکت ها سود اقتصادی صفر کسب می کنند و از صنعت خارج می شوند. پانل (ب) نشان می دهد که بنگاه خروجی از q را افزایش می دهد1به س2؛کل تولید در بازار در پانل (الف) قرار می گیرد زیرا شرکت های کمتری وجود دارند. توجه کنید که در پانل (الف) مقدار توسط حروف بزرگ q تعیین شده است ، در حالی که در پانل (ب) مقدار توسط حروف کوچک q تعیین می شود. این کنوانسیون در طول متن برای تمایز بین مقدار عرضه شده در بازار (Q) و مقدار تهیه شده توسط یک شرکت معمولی (Q) استفاده می شود.

هزینه های ورود ، خروج و تولید

در بررسی ورود و خروج ما در پاسخ به سود اقتصادی یا ضرر در یک صنعت کاملاً رقابتی ، فرض کردیم که منحنی ATC یک شرکت واحد با ورود بنگاه های جدید یا شرکت های موجود صنعت تغییر نمی کند. این مورد در مواردی است که گسترش یا انقباض بر قیمت عوامل تولید استفاده شده توسط بنگاه های صنعت تأثیر نمی گذارد. هنگامی که گسترش صنعت بر قیمت عوامل تولید تأثیر نمی گذارد ، این یک صنعت صنعت با هزینه ثابت است که در آن گسترش بر قیمت عوامل تولید تأثیر نمی گذارد. بشربا این حال ، در بعضی موارد ، ورود بنگاه های جدید ممکن است بر قیمت ورودی تأثیر بگذارد.

با ورود بنگاه های جدید ، آنها به تقاضای عوامل تولید مورد استفاده در صنعت اضافه می کنند. اگر صنعت کاربر مهمی از این عوامل باشد ، افزایش تقاضا می تواند قیمت بازار عوامل تولید را برای همه بنگاه های صنعت افزایش دهد. اگر این اتفاق بیفتد ، ورود به یک صنعت ، هزینه های متوسط را همزمان با فشار رو به پایین به قیمت افزایش می دهد. تعادل بلند مدت هنوز در سطح صفر سود اقتصادی و با شرکت هایی که در پایین ترین نقطه روی منحنی ATC فعالیت می کنند ، رخ می دهد ، اما این منحنی هزینه تا حدودی بالاتر از قبل از ورود خواهد بود. به عنوان مثال فرض کنید که افزایش تقاضا برای خانه های جدید باعث افزایش قیمت ها و ورود می شود. این امر باعث افزایش تقاضا برای کارگران در صنعت ساخت و ساز می شود و احتمالاً منجر به افزایش دستمزدهای بیشتر در صنعت خواهد شد و باعث افزایش هزینه ها می شود.

صنعتی که در آن ورود بنگاه های جدید قیمت عوامل تولید را افزایش می دهد و در نتیجه هزینه های تولید را افزایش می دهد، صنعت با هزینه فزاینده نامیده می شود که در آن ورود بنگاه های جدید قیمت عوامل تولید را افزایش می دهد و در نتیجه هزینه های تولید را افزایش می دهد... با گسترش چنین صنعتی در بلندمدت، قیمت آن افزایش خواهد یافت.

برخی از صنایع ممکن است با ورود شرکت های جدید، کاهش قیمت نهاده ها را تجربه کنند. این ممکن است به این دلیل رخ دهد که شرکت های عرضه کننده صنعت با افزایش تولید، صرفه جویی در مقیاس را تجربه می کنند و در نتیجه قیمت نهاده ها را پایین می آورند. گسترش همچنین ممکن است باعث تغییرات تکنولوژیکی شود که هزینه های ورودی را کاهش می دهد. این به وضوح در مورد صنعت کامپیوتر است، که با گسترش خود از کاهش هزینه های ورودی برخوردار شده است. صنعتی که در آن با ورود شرکت ها در بلندمدت هزینه های تولید کاهش می یابد، صنعت با هزینه کاهشی است که در آن هزینه های تولید در بلندمدت با ورود شرکت ها کاهش می یابد..

همانطور که صنایع ممکن است با ورود شرکت های جدید گسترش یابند، ممکن است با خروج شرکت های موجود منقبض شوند. در یک صنعت با هزینه ثابت، خروج بر قیمت نهاده بنگاه های باقی مانده تأثیری نخواهد داشت. در یک صنعت با هزینه فزاینده، خروج از کشور باعث کاهش قیمت نهاده بنگاه های باقی مانده می شود. و در یک صنعت با هزینه کاهشی، قیمت نهاده ها ممکن است با خروج شرکت های موجود افزایش یابد.

رفتار هزینه های تولید در حالی که شرکت ها در یک صنعت تولید خود را گسترش می دهند یا کاهش می دهند، پیامدهای مهمی برای منحنی عرضه بلندمدت صنعت دارد، منحنی که قیمت یک کالا یا خدمات را به مقدار تولید شده پس از تمام تعدیل های بلندمدت با قیمت مرتبط می کند. تغییر تکمیل شده است. منحنی است که قیمت یک کالا یا خدمات را به مقدار تولید شده پس از تکمیل تمام تعدیل های بلندمدت برای تغییر قیمت مرتبط می کند. بنابراین، هر نقطه از منحنی عرضه بلندمدت، قیمت و مقدار عرضه شده را نشان می دهد که در آن شرکت های صنعت سود اقتصادی صفر به دست می آورند. برخلاف منحنی عرضه بازار کوتاه مدت، منحنی عرضه بلندمدت صنعت هزینه های عوامل و تعداد شرکت ها را بدون تغییر نگه نمی دارد.

شکل 9. 11 "منحنی های عرضه بلندمدت در رقابت کامل" سه منحنی عرضه بلندمدت صنعت را نشان می دهد. در پانل (الف)، SCCیک منحنی عرضه بلندمدت برای یک صنعت با هزینه ثابت است. افقی است. نه انبساط و نه انقباض به خودی خود بر قیمت بازار تأثیر نمی گذارد. در پانل (ب)، SICیک منحنی عرضه بلندمدت برای یک صنعت با هزینه فزاینده است. با گسترش صنعت افزایش می یابد. در پانل (ج)، SDCیک منحنی عرضه بلند مدت برای یک صنعت کاهش یافته است. شیب نزولی آن با گسترش صنعت ، قیمت سقوط را نشان می دهد.

شکل 9. 11 منحنی عرضه بلند مدت در رقابت کامل

منحنی عرضه بلند مدت برای یک صنعت با هزینه ثابت و کاملاً رقابتی یک خط افقی ، S استCC، در پانل (A) نشان داده شده است. منحنی بلند مدت برای یک صنعت در حال افزایش یک منحنی شیب دار به سمت بالا ، S استIC، مانند پانل (ب). منحنی عرضه طولانی مدت به سمت پایین ، SDC، برای کاهش هزینه در صنعت در پانل (c) آورده شده است.

تغییر در تقاضا و هزینه تولید

کاربرد اصلی مدل رقابت کامل در پیش بینی چگونگی پاسخ شرکتها به تغییرات تقاضا و هزینه های تولید است. برای دیدن چگونگی پاسخگویی بنگاهها به یک تغییر خاص ، ما تعیین می کنیم که چگونه این تغییر بر شرایط تقاضا یا هزینه تأثیر می گذارد و سپس می بینیم که چگونه راه حل حداکثر سود در کوتاه مدت و در دراز مدت تأثیر می گذارد. با تعیین چگونگی پاسخگویی به شرکتهای حداکثر سود مدل ، می توانیم پاسخ شرکتها را به تغییرات مشابه در دنیای واقعی پیش بینی کنیم.

در مثالهایی که در زیر آمده است ، برای سادگی فرض خواهیم کرد که ورود یا خروج بر قیمت ورودی شرکتهای شرکت در صنعت تأثیر نمی گذارد. یعنی ما یک صنعت با هزینه ثابت با منحنی عرضه صنعت بلند مدت افقی مشابه S فرض می کنیمCCدر شکل 9. 11 "منحنی های عرضه بلند مدت در رقابت کامل". فرض می کنیم که بنگاهها هزینه های متغیر متوسط خود را پوشش می دهند ، بنابراین می توانیم احتمال خاموش کردن را نادیده بگیریم.

تغییرات در تقاضا

تغییرات تقاضا به دلایل مختلف ممکن است رخ دهد. ممکن است تغییر در ترجیحات ، درآمد ، قیمت یک کالای خوب ، جمعیت یا انتظارات مصرف کننده وجود داشته باشد. تغییر تقاضا باعث تغییر در قیمت بازار می شود ، بنابراین منحنی های درآمد حاشیه ای شرکت ها در صنعت را تغییر می دهد.

بگذارید تأثیر تغییر تقاضا برای جو را در نظر بگیریم. فرض کنید شواهد جدید نشان می دهد که خوردن جو دوسر نه تنها به جلوگیری از بیماری های قلبی کمک می کند بلکه از طاسی در مردان نیز جلوگیری می کند. البته این باعث افزایش تقاضا برای جو دوسر خواهد شد. برای ارزیابی تأثیر این تغییر ، فرض می کنیم که صنعت کاملاً رقابتی است و در ابتدا در تعادل بلند مدت با قیمت 1. 70 دلار در هر بوشل قرار دارد. سود اقتصادی برابر با صفر است.

وضعیت اولیه در شکل 9. 12 "تنظیمات کوتاه مدت و بلند مدت به افزایش تقاضا" نشان داده شده است. پانل (الف) نشان می دهد که با قیمت 1. 70 دلار ، بازده صنعت Q است1(نکته A) ، در حالی که پانل (ب) نشان می دهد که قیمت بازار درآمد حاشیه ای را تشکیل می دهد ، آقای1، مواجهه با یک شرکت واحد در صنعت. شرکت با یافتن سطح خروجی که در آن MC و MR به آن قیمت پاسخ می دهد پاسخ می دهد1منحنی ها تقاطع می کنند. این به معنای سطح خروجی q است1در نقطه A

شواهد جدید پزشکی باعث افزایش تقاضا به D می شود2در پانل (الف). این باعث افزایش قیمت بازار به 2. 30 دلار (نقطه B) می شود ، بنابراین منحنی درآمد حاشیه ای برای یک شرکت واحد به MR افزایش می یابد2در پانل (ب). شرکت با افزایش بازده خود به Q پاسخ می دهد2در کوتاه مدت (نقطه B ′). توجه کنید که متوسط هزینه کل شرکت کمی بالاتر از سطح اصلی 1. 70 دلار است. این به دلیل شکل U منحنی است. این شرکت سود اقتصادی را نشان می دهد که توسط مستطیل سایه دار در پانل (B) نشان داده شده است. سایر بنگاه های این صنعت نیز سود اقتصادی کسب می کنند ، که در دراز مدت ، ورود شرکت های جدید را به خود جلب می کند. ورود جدید ، منحنی عرضه را به سمت راست تغییر می دهد. ورود تا زمانی که بنگاه ها سود اقتصادی کسب می کنند ادامه خواهد یافت. منحنی عرضه در پانل (الف) به S تغییر می کند2با پایین آمدن قیمت در دراز مدت به سطح اصلی 1. 70 دلار در هر بوش و بازگشت سود اقتصادی به صفر در تعادل بلند مدت. یک شرکت واحد به سطح اصلی خروجی خود ، Q باز خواهد گشت1(نقطه A ′) در پانل (ب) ، اما از آنجا که شرکت های بیشتری در صنعت وجود دارند ، تولید صنعت به Q افزایش می یابد3(نقطه C) در پانل (الف).

شکل 9. 12 تعدیل کوتاه مدت و بلند مدت با افزایش تقاضا

قیمت و بازده تعادل اولیه در بازار جو دوسر با تقاطع تقاطع تقاطع و عرضه در نقطه A در پانل (A) تعیین می شود. افزایش تقاضای بازار برای جو ، از D1به D2در پانل (الف) ، راه حل تعادل را به نقطه B تغییر می دهد. افزایش قیمت در کوتاه مدت از 1. 70 دلار در هر بوش به 2. 30 دلار افزایش می یابد. تولید صنعت به q افزایش می یابد2بشربرای یک شرکت واحد ، افزایش قیمت باعث افزایش درآمد حاشیه ای از آقای می شود1به آقای2؛این شرکت با افزایش بازده خود به Q ، در مدت کوتاهی پاسخ می دهد2بشراین یک سود اقتصادی است که توسط مستطیل سایه دار داده می شود. در دراز مدت ، فرصت سود شرکت های جدید را به خود جلب می کند. در یک صنعت با هزینه ثابت ، منحنی عرضه کوتاه به S تغییر می کند2؛تعادل بازار اکنون به نقطه C در پانل (A) منتقل می شود. قیمت بازار به 1. 70 دلار باز می گردد. منحنی تقاضای شرکت به آقای باز می گردد1، و خروجی آن به سطح اصلی باز می گردد ، q1بشرخروجی صنعت به Q افزایش یافته است3زیرا شرکت های بیشتری وجود دارند.

کاهش تقاضا منجر به کاهش قیمت می شود و منحنی درآمد حاشیه ای هر شرکت را به سمت پایین تغییر می دهد. بنگاهها ضررهای اقتصادی را تجربه می کنند ، بنابراین باعث خروج در دراز مدت و تغییر منحنی عرضه به سمت چپ می شوند. سرانجام ، قیمت به سطح اصلی خود باز می گردد ، با فرض اینکه تغییرات در تولید صنعت منجر به تغییر در قیمت های ورودی نمی شود. شرکت های کمتری در صنعت وجود خواهند داشت ، اما هر بنگاه در پایان تولید همان تولید مانند گذشته را به دست می آورد.

تغییر در هزینه تولید

اگر هزینه های ورودی آن تغییر کند ، هزینه های یک شرکت تغییر می کند. آنها همچنین اگر شرکت قادر به استفاده از تغییر فناوری باشد ، تغییر می کنند. تغییر در هزینه تولید منحنی ATC را تغییر می دهد. اگر هزینه های متغیر یک شرکت تحت تأثیر قرار گیرد ، منحنی هزینه حاشیه آن نیز تغییر خواهد کرد. هرگونه تغییر در هزینه حاشیه ای ، تغییر مشابهی در عرضه صنعت ایجاد می کند ، زیرا با افزودن منحنی هزینه های حاشیه ای برای شرکت های انفرادی یافت می شود.

فرض کنید کاهش قیمت روغن باعث کاهش هزینه تولید تغییرات روغن برای خودروها می شود. فرض می کنیم که صنعت تغییر نفت کاملاً رقابتی است و در ابتدا در تعادل بلند مدت با قیمت 27 دلار در هر تغییر روغن ، همانطور که در پانل (الف) شکل 9. 13 نشان داده شده است ، کاهش هزینه تولید روغنتغییر می کند ". فرض کنید که کاهش قیمت نفت ، هزینه تغییر نفت را 3 دلار کاهش می دهد.

شکل 9. 13 کاهش هزینه تولید تغییرات روغن

قیمت تعادل اولیه ، 27 دلار و کمیت ، q1، از تغییرات روغن خودرو با تقاطع تقاضای بازار ، D تعیین می شود1، و عرضه بازار ، s1در پانل (الف). این صنعت در تعادل بلند مدت است. یک شرکت معمولی ، که در پنل (B) نشان داده شده است ، سود اقتصادی صفر کسب می کند. کاهش قیمت نفت ، هزینه های حاشیه ای و متوسط کل تولید تغییر نفت را 3 دلار کاهش می دهد. منحنی هزینه حاشیه شرکت به MC تغییر می کند2، و میانگین منحنی هزینه کل آن به ATC تغییر می کند2بشرمنحنی عرضه صنعت کوتاه مدت 3 دلار به S تغییر می کند2بشرقیمت بازار به 26 دلار کاهش می یابد. شرکت بازده خود را به Q افزایش می دهد2و سود اقتصادی کسب می کند که توسط مستطیل سایه دار داده می شود. در دراز مدت ، فرصتی برای سود ، منحنی عرضه صنعت را به S تغییر می دهد3بشرقیمت به 24 دلار کاهش می یابد و شرکت تولید خود را به سطح اصلی کاهش می دهد ، q1بشراکنون یک بار دیگر سود اقتصادی صفر کسب می کند. خروجی صنعت در پانل (الف) به q افزایش می یابد3زیرا شرکت های بیشتری وجود دارند. قیمت با میزان کامل کاهش هزینه های تولید کاهش یافته است.

کاهش هزینه تولید منحنی هزینه شرکت را پایین می آورد. متوسط هزینه کل هزینه و منحنی هزینه های حاشیه ای ، همانطور که در پانل (B) نشان داده شده است ، پایین می آید. در پانل (الف) منحنی عرضه از S تغییر می کند1به s2بشرمنحنی عرضه صنعت از منحنی هزینه های حاشیه ای بنگاه های جداگانه تشکیل شده است. از آنجا که هر یک از آنها با 3 دلار به سمت پایین حرکت کرده اند ، منحنی عرضه صنعت با 3 دلار به سمت پایین حرکت می کند.

توجه کنید که قیمت در کوتاه مدت به 26 دلار کاهش می یابد. با کاهش 3 دلار در هزینه کاهش نمی یابد. دلیل این امر این است که منحنی های عرضه و تقاضا شیب دار هستند. در حالی که منحنی عرضه با 3 دلار به سمت پایین حرکت می کند ، تقاطع آن با منحنی تقاضا کمتر از 3 دلار است. شرکت در پنل (ب) با افزایش تولید به Q به قیمت پایین تر و هزینه پایین تر پاسخ می دهد2، جایی که MC2و آقای2تقاطعاین شرکت ها را در صنعت با سود اقتصادی رها می کند. سود اقتصادی شرکت توسط مستطیل سایه دار در پانل (b) نشان داده شده است. سود در دراز مدت ورود را به خود جلب می کند و منحنی عرضه را به سمت راست S تغییر می دهد3در پانل (الف) ورود تا زمانی که بنگاه ها سود اقتصادی کسب می کنند ادامه خواهد یافت - بنابراین تا زمانی که قیمت با مبلغ کامل 3 دلار کاهش هزینه کاهش یابد ، ادامه خواهد یافت. قیمت به 24 دلار کاهش می یابد ، تولید صنعت به Q افزایش می یابد3، و خروجی شرکت به سطح اصلی خود ، Q باز می گردد1.

افزایش در هزینه های متغیر ، میانگین منحنی های کل ، متوسط و هزینه های حاشیه ای را به سمت بالا تغییر می دهد. این باعث می شود منحنی عرضه صنعت با همان مقدار به سمت بالا حرکت کند. نتیجه در کوتاه مدت می تواند افزایش قیمت باشد ، اما با افزایش هزینه در هر واحد کمتر است. بنگاهها ضررهای اقتصادی را تجربه می کنند و باعث خروج در دراز مدت می شوند. سرانجام ، قیمت با افزایش کامل هزینه تولید افزایش می یابد.

برخی از افزایش هزینه ها بر هزینه حاشیه ای تأثیر نمی گذارد. به عنوان مثال فرض کنید که هزینه مجوز سالانه 5000 دلار در یک صنعت خاص به شرکت ها تحمیل می شود. هزینه یک هزینه ثابت است. این بر هزینه حاشیه ای تأثیر نمی گذارد. تحمیل چنین هزینه ای متوسط منحنی هزینه کل را به سمت بالا تغییر می دهد اما باعث تغییر در هزینه حاشیه ای نمی شود. در کوتاه مدت هیچ تغییری در قیمت یا خروجی وجود ندارد. از آنجا که بنگاه ها در طولانی مدت از خسارات اقتصادی رنج می برند ، در دراز مدت خروج خواهد بود. در نهایت قیمت ها به اندازه کافی افزایش می یابد تا هزینه هزینه را تأمین کند و باقیمانده باقیمانده در صنعت با سود اقتصادی صفر قرار می گیرد.

قیمت تغییر خواهد کرد تا منعکس کننده هر تغییری است که در هزینه تولید مشاهده می کنیم. تغییر در هزینه متغیر باعث می شود قیمت در کوتاه مدت تغییر کند. در دراز مدت ، هرگونه تغییر در متوسط هزینه کل قیمت با مبلغ مساوی تغییر می کند.

پیام تعادل بلند مدت در یک بازار رقابتی عمیق است. ذینفعان نهایی تلاشهای نوآورانه بنگاهها مصرف کننده هستند. بنگاههای اقتصادی کاملاً رقابتی در طولانی مدت سود صفر کسب می کنند. در حالی که بنگاه ها می توانند در دراز مدت سود حسابداری کسب کنند ، آنها نمی توانند سود اقتصادی کسب کنند.

غذای اصلی

  • مفهوم اقتصادی سود با سود حسابداری متفاوت است. مفهوم حسابداری فقط با هزینه های صریح سروکار دارد ، در حالی که مفهوم اقتصادی سود شامل هزینه های صریح و ضمنی است.
  • وجود سود اقتصادی باعث ورود ورود می شود ، ضررهای اقتصادی منجر به خروج می شود و در تعادل بلند مدت ، بنگاه های یک صنعت کاملاً رقابتی سود اقتصادی صفر کسب می کنند.
  • منحنی عرضه بلند مدت در صنعتی که در آن گسترش قیمت ورودی را تغییر نمی دهد (یک صنعت هزینه ثابت) یک خط افقی است. منحنی عرضه بلند مدت برای صنعتی که در آن با افزایش بازده (یک صنعت در حال افزایش) افزایش می یابد ، شیب به سمت بالا است. منحنی عرضه بلند مدت برای صنعتی که در آن با افزایش تولید (یک صنعت کاهش هزینه) کاهش می یابد ، شیب نزولی است.
  • در یک بازار کاملاً رقابتی در تعادل بلند مدت ، افزایش تقاضا در کوتاه مدت سود اقتصادی ایجاد می کند و باعث ورود در دراز مدت می شود. کاهش تقاضا باعث ایجاد ضرر اقتصادی (سود منفی اقتصادی) در کوتاه مدت می شود و برخی از بنگاه ها را وادار می کند تا در طولانی مدت از صنعت خارج شوند.
  • هنگامی که هزینه های تولید تغییر می کند ، قیمت در کوتاه مدت کمتر از تغییر در هزینه تولید تغییر می کند. قیمت تنظیم می شود تا به طور کامل تغییر در هزینه تولید را در دراز مدت منعکس کند.
  • تغییر در هزینه ثابت هیچ تاثیری در قیمت یا خروجی در کوتاه مدت نخواهد داشت. این امر در طولانی مدت ورود یا خروج را القا می کند تا قیمت به اندازه کافی تغییر کند تا بنگاه هایی که سود اقتصادی صفر دارند ، باقی بماند.

امتحانش کن!

وضعیت Acme لباس را در حالت دوم در نظر بگیرید! در این فصلفرض کنید این وضعیت برای شرکتهای موجود در بازار ژاکت معمولی است. توضیح دهید که چه اتفاقی در بازار کاپشن ها در طولانی مدت خواهد افتاد ، با فرض اینکه هیچ اتفاقی برای قیمت عوامل تولید استفاده شده توسط بنگاه های این صنعت رخ نمی دهد. قیمت تعادل چه خواهد شد؟سطح تعادل سود اقتصادی چقدر است؟

مورد در نقطه: رقابت در بازار برای داروهای تجویزی ژنریک

داروهای نسخه ای ژنریک اساساً جایگزین های مشابهی برای داروهای تجویزی با نام تجاری گران قیمت هستند. از آنجایی که تصویب قانون رقابت دارویی و ترمیم مدت ثبت اختراع در سال 1984 (که معمولاً به عنوان قانون Hatch-Waxman شناخته می شود) ورود تولید کنندگان به بازار داروهای ژنریک را آسان تر کرد، صنعت داروهای ژنریک شروع به کار کرد. داروهای ژنریک 19 درصد از صنعت داروهای تجویزی را در سال 1984 تشکیل می دادند و امروزه بیش از دو سوم این صنعت را تشکیل می دهند. فروش عمومی ایالات متحده در سال 1995 29 میلیارد دلار بود و در سال 2009 به 176 میلیارد دلار افزایش یافت. در سال 2009، میانگین قیمت یک نسخه مارک دار 155 دلار در مقایسه با 40 دلار برای نسخه عمومی بود.

مطالعه ای توسط دیوید رایفن و مایکل آر وارد که در سال 2005 منتشر شد، نشان داد که ورود به صنعت داروهای ژنریک کلید این تفاوت قیمت بوده است. همانطور که در جدول نشان داده شده است، زمانی که یک تا سه تولید کننده نسخه های ژنریک یک داروی مارک معین را می فروشند، نسبت قیمت ژنریک به قیمت مارک حدود 83٪ است. این نسبت زمانی که 4 تا 6 رقیب وجود دارد به 76 درصد، زمانی که 7 به 9 رقیب وجود دارد به 72. 1 درصد، زمانی که ده رقیب وجود دارد به 69 درصد و زمانی که یازده رقیب یا بیشتر وجود دارد به 68 درصد کاهش می یابد.

آنها همچنین دریافتند که میزان نزدیک شدن قیمت ها به سطوح رقابتی به درآمد بالقوه در بازار دارو بستگی دارد. تا زمانی که بازارها به اندازه کافی بزرگ هستند، ورود رقبای عمومی منجر به قیمت هایی می شود که نزدیک به هزینه نهایی هستند (یعنی در سطوح قیمت گذاری تقریباً رقابتی).

صنعت داروهای ژنریک عمدتاً با ویژگی های بازار کاملاً رقابتی مشخص می شود. رقبا اطلاعات خوبی در مورد محصول دارند و محصولات مشابهی را می فروشند. قانون سال 1984 ورود به این بازار را تسهیل کرد. و همانطور که مدل رقابت کامل پیش بینی می کند، ورود قیمت ها را کاهش داده است و سالانه ده ها میلیارد دلار سود برای مصرف کنندگان دارد.

جدول 9. 1 مقایسه قیمت داروهای ژنریک و مارک، بر اساس تعداد رقبا

 

تعداد رقبای ژنریک نسبت میانگین قیمت ژنریک به قیمت داروی مارکدار قبل از انقضا
1 تا 3 0. 831
4 تا 6 0. 762
7 تا 9 0. 721
10 0. 690
11 یا بیشتر 0. 675

منابع: دیوید ریفن و مایکل آر وارد، «دینامیک صنعت داروی عمومی»، بررسی اقتصاد و آمار 87:1 (فوریه 2005): 37 49; چکیده آماری 2011 ایالات متحده، جدول 155.

پاسخ به آن را امتحان کنید! مسئله

در دسترس بودن سود اقتصادی در بلندمدت شرکت های جدید را به سمت صنعت کاپشن جذب می کند و منحنی عرضه بازار را به سمت راست تغییر می دهد. ورود تا حذف سود اقتصادی ادامه خواهد داشت. قیمت کاهش خواهد یافت؛منحنی درآمد حاشیه ای Acme به سمت پایین تغییر می کند. سطح تعادلی سود اقتصادی در بلندمدت صفر است.

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود استادمحمد بازدید : 24 تاريخ : پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 22:40