
F یا بیش از دو قرن اقتصاددانان با قاطعیت تجارت آزاد در بین ملل را به عنوان بهترین سیاست تجارت ارتقا داده اند. با وجود این سد فکری ، بسیاری از مردان و زنان "عملی" همچنان به عنوان یک استدلال انتزاعی توسط اقتصاددانان برج عاج ، با حداکثر ، یک پا در Terra Firma ، پرونده تجارت آزاد را با شک و تردید مشاهده می کنند. این افراد عملی "می دانند" که صنایع حیاتی ما باید از رقابت خارجی محافظت شوند.
به نظر می رسد واگرایی بین اعتقادات اقتصاددانان و زنان و مردان (حتی تحصیل کرده) در خیابان در ایجاد جهش از افراد به ملل بوجود می آید. در اجرای امور شخصی خود ، تقریباً همه ما از مزایای تجارت آزاد و مزیت تطبیقی بدون فکر کردن دو بار سوء استفاده می کنیم. به عنوان مثال ، بسیاری از ما پیراهن های خود را به جای شستشو و آهن کردن خودمان ، در پاک کننده های حرفه ای شستشو داده ایم. هرکسی که به ما توصیه می کرد که خودمان را از "رقابت ناعادلانه" کارگران کم هزینه لباسشویی با انجام شستشوی خودمان محافظت کنیم. عقل سلیم به ما می گوید از شرکت هایی که در چنین کارهایی تخصص دارند استفاده کنیم و به آنها پول پرداخت می کنیم و می توانیم کاری را انجام دهیم که بهتر انجام می دهیم. ما به طور شهودی می فهمیم که قطع کردن خود از متخصصان فقط می تواند استاندارد زندگی ما را کاهش دهد.
بینش آدام اسمیت این بود که دقیقاً همان منطق برای ملل صدق می کند. در اینجا نحوه قرار دادن او در سال 1776 آمده است:
این حداکثر از هر استاد محتاطانه یک خانواده است ، هرگز سعی در ساختن آنچه در آن برای او بیشتر از خرید هزینه خواهد کرد ، تلاش نمی کند. بشراگر یک کشور خارجی می تواند کالایی را که ارزان تر از خودمان است ، به ما عرضه کند ، بهتر است آن را با بخشی از تولید صنعت خودمان خریداری کنیم ، به روشی که در آن مزیت داریم.
اسپانیا ، کره جنوبی و انواع دیگر کشورها کفش ارزان تر از آنچه آمریکا می تواند تولید کند. آنها آنها را برای فروش به ما پیشنهاد می دهند. آیا ما می توانیم آنها را بخریم ، همانطور که خدمات کارگران لباسشویی را خریداری می کنیم ، با پولی که می توانیم کارهایی را انجام دهیم - مانند نوشتن نرم افزار رایانه ای و گندم در حال رشد؟یا آیا باید "کفش های خارجی ارزان" را نگه داریم و به جای آن کفش های گران قیمت آمریکایی را خریداری کنیم؟کاملاً واضح است که اگر کفش های خارجی از آن خارج شود ، ملت به طور کلی باید بدتر شود - حتی اگر صنعت کفش آمریکایی بهتر باشد.
اکثر مردم این استدلال را قبول دارند. اما آنها نگران این هستند که اگر کشور دیگری - مثلاً چین - بتواند همه چیز یا تقریباً همه چیز را ارزان تر از ما کند، چه اتفاقی می افتد. آیا تجارت آزاد با چین منجر به بیکاری برای کارگران آمریکایی خواهد شد که خود را قادر به رقابت با نیروی کار ارزان تر چینی نمی دانند؟پاسخ (نگاه کنید به مزیت نسبی)، که توسط دیوید ریکاردو در سال 1810 ارائه شد، خیر است. برای اینکه بفهمیم چرا، اجازه دهید یک بار دیگر به امور شخصی خود متوسل شویم.
برخی از وکلا تایپیست بهتری نسبت به منشی خود هستند. آیا چنین وکیلی باید منشی خود را اخراج کند و خودش تایپ کند؟محتمل نیستاگرچه ممکن است وکیل هم در بحث و هم در تایپ کردن از منشی بهتر باشد، اما با تمرکز انرژی خود بر روی وکالت و واگذاری تایپ به منشی، عملکرد بهتری خواهد داشت. چنین تخصصی نه تنها اقتصاد را کارآمدتر می کند، بلکه به وکیل و منشی کار تولیدی می دهد.
همین ایده در مورد ملت ها صدق می کند. فرض کنید چینی ها می توانند همه چیز را ارزان تر از ما بسازند - که مطمئناً درست نیست. حتی در این بدترین سناریو، لزوماً برخی صنایع وجود خواهند داشت که در آنها چین مزیت هزینه ای بسیار زیاد دارد (مثلاً اسباب بازی) و برخی دیگر که مزیت هزینه آن اندک است (مثلاً رایانه). تحت تجارت آزاد، ایالات متحده بیشتر رایانه ها را تولید خواهد کرد، چین بیشتر اسباب بازی ها را تولید خواهد کرد، و دو کشور تجارت خواهند کرد. دو کشور، در مجموع، هر دو محصول را ارزان تر از زمانی به دست خواهند آورد که هر کدام آنها را در خانه تولید کنند تا تمام نیازهای داخلی خود را برآورده کنند. و آنچه همچنین مهم است، کارگران در هر دو کشور شغل خواهند داشت.
بسیاری از مردم در مورد این استدلال به دلیل زیر شک دارند. فرض کنید یک کارگر آمریکایی به طور متوسط بیست دلار در ساعت درآمد دارد در حالی که یک کارگر متوسط چینی فقط دو دلار در ساعت درآمد دارد. آیا تجارت آزاد دفاع از دستمزد بالاتر آمریکا را غیرممکن نخواهد کرد؟آیا در عوض تا زمانی که کارگران آمریکایی و چینی هر دو یازده دلار در ساعت دستمزد بگیرند، تسطیح کاهش نخواهد یافت؟پاسخ، یک بار دیگر، منفی است. و تخصص بخشی از دلیل آن است.
اگر فقط یک صنعت و شغلی وجود داشته باشد که در آن مردم بتوانند کار کنند ، اگر کارگران چینی به اندازه آمریکایی ها خوب باشند ، تجارت آزاد دستمزدهای آمریکایی را نزدیک به سطح چینی ها مجبور می کند. اما اقتصادهای مدرن از بسیاری از صنایع و مشاغل تشکیل شده است. اگر آمریکا اشتغال خود را در جایی که بهترین کار را انجام می دهد متمرکز کند ، هیچ دلیلی وجود ندارد که دستمزدهای آمریکایی نتواند برای مدت طولانی از دستمزد چینی بماند - حتی اگر این دو کشور آزادانه تجارت کنند. سطح دستمزد یک کشور اساساً به بهره وری نیروی کار خود بستگی دارد ، نه به سیاست تجارت آن. تا زمانی که کارگران آمریکایی ماهرتر و تحصیلات بهتری داشته باشند ، با سرمایه بیشتری کار کنند و از فناوری برتر استفاده کنند ، آنها همچنان دستمزد بالاتری نسبت به همتایان چینی خود دارند. اگر و چه زمانی این مزایا به پایان برسد ، شکاف دستمزد از بین می رود. تجارت یک جزئیات صرف است که به اطمینان حاصل می کند که از کار آمریکایی استفاده می شود ، در عبارت آدام اسمیت ، این مزیت را دارد.
کسانی که هنوز متقاعد نشده اند باید به یاد بیاورند که مازاد تجارت چین با ایالات متحده دقیقاً در حال گسترش است ، زیرا شکاف دستمزد بین دو کشور ، در حالی که هنوز هم بسیار زیاد است ، تنگ شده است. اگر کار ارزان چینی در حال سرقت مشاغل آمریکایی بود ، چرا با سقوط شکاف دستمزد ، سرقت شدت گرفت؟پاسخ ، البته ، این است که بهره وری چینی با سرعت بسیار زیادی در حال رشد بود. راهپیمایی قابل توجه بهره وری چینی هر دو دستمزد چینی را نسبت به دستمزد آمریکایی افزایش داده و چین را به یک رقیب جهانی تبدیل کرده است. فکر کردن که ما می توانیم با بستن مرزهای خود اجتناب ناپذیر را انجام دهیم ، شرکت در یک فریب خود بی رحمانه است. همچنین نباید نگرانی در مورد عدم پیش بینی اجتناب ناپذیر وجود داشته باشد. این واقعیت که کشور دیگری ثروتمندتر می شود به معنای این نیست که آمریکایی ها باید فقیرتر شوند.
آمریکایی ها باید بیش از بیشتر مردم از مزایای تجارت آزاد قدردانی کنند ، زیرا ما در بزرگترین منطقه تجارت آزاد در جهان زندگی می کنیم. میشیگان اتومبیل تولید می کند. نیویورک بانکداری را فراهم می کند. تگزاس نفت و گاز را پمپ می کند. پنجاه ایالت آزادانه با یکدیگر تجارت می کنند و این به همه آنها کمک می کند تا از رونق زیادی برخوردار شوند. در واقع ، یکی از دلایلی که ایالات متحده بیش از دو قرن از نظر اقتصادی بسیار بهتر از اروپا انجام داده است این است که آمریکا در حالی که کشورهای اروپایی "خود را" از همسایگان خود محافظت می کردند ، از کالاها و خدمات آزاد برخوردار بودند. برای قدردانی از بزرگی های موجود ، سعی کنید تصور کنید که اگر به شما اجازه خرید کالا یا خدماتی را که در خارج از کشور خانه شما وجود داشته باشد ، چقدر می تواند از زندگی شخصی شما رنج ببرد.
شعاری که گهگاه در برچسب سپر دیده می شود ، استدلال می کند: "خرید آمریکایی ، کار خود را ذخیره کنید."این به دو دلیل اصلی بسیار گمراه کننده است. اول ، هزینه های صرفه جویی در شغل به این روش خاص بسیار زیاد است. دوم ، جای تردید است که در دراز مدت هر شغل در واقع ذخیره می شود.
تخمین های زیادی از هزینه "صرفه جویی در شغل" توسط حمایت گرایی انجام شده است. در حالی که تخمین ها در صنایع بسیار متفاوت هستند ، تقریباً همیشه بسیار بزرگتر از دستمزد کارگران محافظت شده هستند. به عنوان مثال ، یک مطالعه در اوایل دهه 1990 تخمین زده است که مصرف کنندگان ایالات متحده سالانه 1،285،000 دلار برای هر کار در صنعت چمدان که توسط موانع واردات حفظ شده است ، پرداخت می کند ، مبلغی که از میانگین درآمد یک کارگر چمدان فراتر رفته است. همین مطالعه تخمین زده است که محدود کردن واردات خارجی سالانه 199000 دلار برای کار هر کارگر نساجی که پس انداز شده است ، 1،044،000 دلار برای هر کار چوب چوب نرم صرفه جویی شده و 1،376،000 دلار برای هر شغل ذخیره شده در صنعت شیمیایی بنزنوئید هزینه دارد. بله ، 1،376،000 دلار در سال!
در حالی که آمریکایی ها ممکن است مایل به پرداخت هزینه برای صرفه جویی در شغل باشند ، صرف چنین مبالغ عظیم کاملاً غیر منطقی است. اگر به آن شک دارید ، تصور کنید که پیشنهاد زیر را به هر کارگر شیمیایی بنزنوئید که شغل خود را در رقابت های خارجی از دست داده است ، تصور کنید: ما به شما مبلغ 1،376،000 دلار پرداخت می کنیم - نه سالانه ، بلکه فقط یک بار - در بازگشت به قول اینکه هرگز به دنبال کار در کار باشیددوباره صنعتآیا می توانید تصور کنید که هر کارگر این پیشنهاد را رد می کند؟آیا این شواهد کافی نیست که نشان می دهد روش فعلی ما برای صرفه جویی در مشاغل دیوانه است؟
اما اوضاع در واقع بدتر است ، زیرا اندکی عمیق تر ما را به این سؤال سوق می دهد که آیا واقعاً شغل در کل ذخیره شده است یا خیر. بیشتر محتمل است که سیاست های حمایت گرایانه با خطر کردن دیگران ، برخی از مشاغل را نجات دهند. چرا؟اول ، محافظت از یک صنعت آمریکایی در برابر رقابت خارجی هزینه های بالاتری را به دیگران تحمیل می کند. به عنوان مثال ، سهمیه های واردات نیمه هادی ها قیمت تراشه های حافظه را در دهه 1980 ارسال کرده و از این طریق به صنعت رایانه آسیب می رساند. سهمیه های فولادی خودروسازان ایالات متحده را وادار به پرداخت بیشتر مواد می کنند و باعث می شوند آنها کمتر رقابتی شوند.
دوم ، تلاش برای محافظت از صنایع مورد علاقه در برابر رقابت خارجی ممکن است اقدامات متقابل در سایر کشورها را القا کند و از این طریق دسترسی آمریکا به بازارهای خارجی را محدود کند. در این حالت ، صنایع صادراتی قیمت محافظت از صنایع واردات واردات را پرداخت می کنند.
سوم ، تأثیرات کمی درک شده اما بسیار مهم ، بر ارزش دلار وجود دارد. اگر واردات را با موفقیت محدود کنیم ، آمریکایی ها کمتر برای کالاهای خارجی هزینه می کنند. با کمبود دلار برای فروش در بازارهای ارز جهان ، ارزش دلار نسبت به سایر ارزها افزایش می یابد. در آن زمان صنایع محافظت نشده شروع به رنج می کنند زیرا دلار بالاتر باعث می شود کالاهای آمریکایی در بازارهای جهانی کمتر رقابتی شوند. یک بار دیگر ، به توانایی صادرات آمریکا آسیب می رساند.
در تعادل ، نتیجه گیری واضح و قانع کننده به نظر می رسد: در حالی که حمایت گرایی به عنوان صرفه جویی در شغل فروخته می شود ، احتمالاً واقعاً به تعویض شغل است. این کار فقط با از بین بردن شغل در دیگران از مشاغل در برخی از صنایع محافظت می کند.
درباره نویسنده
Alan S. Blinder استاد یادبود اقتصاد Gordon S. Rentschler در دانشگاه پرینستون است. وی نوشت ، از سال 1985 تا 1992 ، یک ستون اقتصاد معمولی برای هفته تجارت و همکار یکی از پرفروش ترین کتاب های درسی اقتصاد است. وی به عنوان نایب رئیس هیئت مدیره فدرال رزرو و به عنوان عضو شورای مشاوران اقتصادی رئیس جمهور بیل کلینتون خدمت کرده است.
بیشتر خواندن
بالدوین ، رابرت ای. اقتصاد سیاسی سیاست واردات ایالات متحده. کمبریج: MIT Press ، 1985. Bhagwati ، Jagdish. در دفاع از جهانی سازی. آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد ، 2004.
Blinder ، Alan S. Hard Hearts ، Hearts Soft: اقتصاد سخت فکر برای یک جامعه عادلانه. خواندن ، ماس: آدیسون وسلی ، 1987.
Destler ، I. M. سیاست تجارت آمریکا. چاپ چهارم. واشنگتن ، D. C: موسسه اقتصاد بین المللی ، 2005.
Dixit ، Avinash."چگونه ایالات متحده باید به سیاست های تجاری سایر کشورها پاسخ دهد؟"در رابرت م. استرن ، ویرایش ، سیاست های تجاری ایالات متحده در اقتصاد جهانی در حال تغییر. کمبریج: MIT Press ، 1987.
Hufbauer ، Gary C. ، and Kimberly A. Elliott. اندازه گیری هزینه های حمایت در ایالات متحده. واشنگتن ، D. C: موسسه اقتصاد بین المللی ، 1994.
ایروین ، داگلاس A. تجارت آزاد تحت آتش سوزی. 2d ed. پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون ، 2005.
لارنس ، رابرت ز. ، و رابرت ا. لیتان. صرفه جویی در تجارت آزاد. واشنگتن ، D. C: موسسه بروکینگز ، 1986.
محتوای مرتبط با داگلاس A. ایروین
تاریخچه مختصری از سیاست تجارت بین المللی
"اقتصاددانان تجارت آزاد را به پیشرفت تکنولوژیکی تشبیه کرده اند: اگرچه ممکن است به برخی از منافع باریک آسیب برساند ، اما مزایای کلی جامعه قابل توجه است."نظریه تجارت بین المللی و سیاست تجاری یکی از قدیمی ترین شاخه های تفکر اقتصادی است. از یونانیان باستان تا به امروز ، مقامات دولتی ، روشنفکران و اقتصاددانان به عوامل تعیین کننده تجارت بین کشورها اندیشیده اند ، سؤال کرده اند که آیا تجارت مزایا را به همراه دارد یا از اهمیت بیشتری برخوردار است.
اشتراک پست:
محتوای مرتبط با داگلاس A. ایروین
تاریخچه مختصری از سیاست تجارت بین المللی
"اقتصاددانان تجارت آزاد را به پیشرفت تکنولوژیکی تشبیه کرده اند: اگرچه ممکن است به برخی از منافع باریک آسیب برساند ، اما مزایای کلی جامعه قابل توجه است."نظریه تجارت بین المللی و سیاست تجاری یکی از قدیمی ترین شاخه های تفکر اقتصادی است. از یونانیان باستان تا به امروز ، مقامات دولتی ، روشنفکران و اقتصاددانان به عوامل تعیین کننده تجارت بین کشورها اندیشیده اند ، سؤال کرده اند که آیا تجارت مزایا را به همراه دارد یا از اهمیت بیشتری برخوردار است.
مجموعه: مفاهیم اساسی
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محمود استادمحمد بازدید : 39 تاريخ : شنبه 3 تير 1402 ساعت: 19:24