جادوگران پول

ساخت وبلاگ

Theosophical Society - Ae Sermons Gillis is the president of the Houston Lodge, a political activist, life coach, the author of three books, and a minister.

من یک زندگی ممتاز زندگی می کنم و می دانم که بینش هایی که من داشته ام به دلیل تجملات زندگی در امنیت نسبی است. هیچ اعتصاب هواپیمای بدون سرنشین در محله من وجود ندارد. انتخاب زیادی از مواد غذایی در فروشگاه های مواد غذایی وجود دارد و من بیش از پول کافی برای خرید آن دارم. ما زمین لرزه ای نداریم و حتی اگر در بخشی از کشور من سیل وجود داشته باشد ، من هرگز تحت تأثیر قرار نگرفتم ، غیر از اینکه یک مسیر جایگزین را طی کنم.

این مقاله برای یک غربی متوسط که وقت و توانایی تفکر درام های وجودی ذهن را دارد ، نوشته شده است. این یک داستان یک اندازه مناسب نیست. این یک داستان از چیزی است که در دنیای ما اشتباه بوده و امکان درست کردن امور وجود دارد.

دوران کودکی من متوسط بود. اختلال عملکرد یک هنجار بود و من یک عصبی طبیعی بودم. سردرگمی پول نه تنها یک سنت خانوادگی بود بلکه یک وضعیت جهانی بود. در حالی که توسط دیگران شیطنت می شد ، توسط برخی عبادت می شد. پول لذت و درد را ارائه می داد. سخنرانان انگیزشی موفقیت شغلی و مالی را ارتقا می بخشند در حالی که رهبران معنوی آموختند که پول باعث می شود روح دزدی کند. هر کجا که نگاه کردم ، پیام ها یکسان بودند. بیشتر دریافت کنید: این شما را خوشحال می کند. جواب پول است. ساده سازی ، خلاص شدن از شر ، رها کردن ؛پول مشکل است.

من سالهاست که مسیر معنوی جایگزین را مورد بررسی قرار دادم و رابطه پول نامطلوب خود را به همراه خود کشیدم. احساس تنهایی و متفاوت کردم و فکر کردم تنها کسی هستم که زندگی متافیزیکی را زندگی می کنم. من در سال 1978 یک کلاس کنترل ذهن سیلوا گرفتم. این آموزش در یک کلیسا برگزار شد."این چه مکانی است؟"از مربی پرسیدم. این یک کلیسای متافیزیکی بود. او به آرامی من را برای حضور در من برهنه کرد. من در اولین سرویس گریه کردم. من دیگر تنها نبودم. بیشتر شبیه من بود ، و آنها در همه جا بودند.

مردم در کلیسا شعار نمی دادند که پول بدیهی ریشه همه شر است. آنها پول را به عنوان منبع نمی دیدند. در عوض ، آنها گفتند که یک اصل وجود دارد ، A. K. A. خدا ، نیازهای ما را تأمین می کند. پول نه شکوه و نه ناسازگار بود. یک پیام واضح در مورد پول وجود داشت: نگرش من می تواند آن را جذب یا دفع کند. من می توانم قربانی شوم و خالق شوم. این میراث معنوی من بود.

چه آزادی! من ناتوان نبودم. من روی رابطه خود با پول کار کردم. بیماری پول من شروع به بهبودی کرد. یاد گرفتم که چیزهای مادی را آشکار کنم. من بدهی هایم را پرداخت کردم ، روابط هماهنگ شده ، پول را به خود جلب کردم و طیف گسترده ای از تجربیات دیدنی را ایجاد کردم.

متأسفانه ، من پول و خوشبختی را با هم پیوند دادم. خوشبختی من مشروط به شرایط و خرید بود. حتی وقتی من کارهای خارق العاده ای انجام دادم تا در بشریت تفاوت ایجاد کنم ، همیشه به رنج بازگشتم. تا آن زمان ، من از خودم سؤال می کردم که "آیا همه آنجاست؟"حتی اگر نسبت به پول احساس امنیت بیشتری می کردم و می توانم چیزهای زیادی را که می خواستم جذب کنم ، اما در لبه بودم. فهمیدم که پول هدف من بوده است ، اما رنج بازی من بود. قانون جذب می تواند پول و دارایی بیشتری به همراه داشته باشد ، اما اعتیاد من به رنج را درمان نمی کند.

شکی نیست که تجلی پول زندگی را آسان تر می کند. پرداخت صورتحساب ، تحقق تعهدات ما و داشتن بودجه برای هزینه های اختیاری ، امدادرسانی است. در عین حال ، تجلی پول نمی تواند بر تجربه عاطفی فقدان غلبه کند. باید زخم های سوء استفاده فراوانی را بهبود بخشید. ما در دنیای فراوان زندگی می کنیم ، اما به ما آموخته شده است که باور کنیم که هرگز کافی نیست. ما آرزوی خود را برای خودمان پیش بینی کرده ایم که پول می تواند آن آرزوی را تضعیف کند. داشتن پول کافی روند بهبودی را آغاز می کند ، اما کافی نیست که ما را به سرزمین موعود زندگی فراوان تحویل دهیم.

بیشتر مردم نمی دانند که پول مشکل نیست. آنها سخت تر کار می کنند تا پول بیشتری کسب کنند ، بیشتر از آنچه نیاز دارند خرج کنند و در مورد اینکه زندگی بهتر در هنگام داشتن بیشتر زندگی بهتر خواهد بود ، آرزو می کنند. این یک بیماری است. برنامه ریزی ، استراتژیک و نگرانی در مورد پول ، بیماری پول است. متأسفانه ، این بیماری مسری است و به نسبت های اپیدمی رسیده است. آخرین شکل این بیماری جادوی پول است. جادوگران پول جدید پول را بدنام نمی کنند. آنها آن را رعایت می کنند.

من خوشحال شدم که کتاب Rhonda Bye The Secret در سال 2006 منتشر شد. این برای مردم بسیار مهم است که آن قوانین قدیمی جاذبه را بیاموزند. ما خالق هستیم ، نه قربانی. با این حال ، چیزی در خزنده من به جادوگری جدید که از سوپر مارکت به بازار سهام گسترش یافته است ، می چسبد. افراد معنوی این ایده را خریداری می کنند که چیزهای بیشتر یا بهتر یا بیشتر و تجربیات بهتر باعث خوشبختی می شوند. بله ، من آنجا بوده ام ، اما امیدوارم که در بعضی مواقع جامعه بتواند بازاریابی "پول بیشتر" را به عنوان ریشه همه خوب متوقف کند. چه کسی نیاز دارد ، سزاوار است ، یا باید یک خانه 10،000 فوت مربعی یا یک گوزر گاز براق داشته باشد؟درختان ما کاملاً واضح هستند ، رودخانه های ما بنفش دارند ، هشتاد و پنج درصد از همه ماهی های بزرگ اقیانوس از بین رفته اند ، ما پناهندگان آب و هوا داریم و جادوگران پول هنوز در حال آموزش چگونگی کسب بیشتر از همه چیز هستند. سیاره و روح ما نمی توانند این نوع "موفقیت" را تحمل کنند. وقت آن است که پول دهنده ها از کلیسای زندگی خارج شوند. از نظر اخلاقی اشتباه نیست ، فقط از نظر معنوی ویرانگر است.

به راحتی می توان به دیوانگی ذهن استاد ، تحریکات گروهی و تفکر مثبت مکید. افراد تازه وارد ایده ها در ماه عسل متافیزیکی هستند و انرژی جذاب است. اما هنگامی که شما دانشجوی دیرینه آموزه های خرد هستید و هنوز هم فقط از آنها برای یافتن فضاهای پارکینگ پس از بیست سال استفاده می کنید ، یک مشکل بلوغ وجود دارد. متأسفانه ، بسیاری از قانون فعالیت های جذب بر ماتریالیسم معنوی متمرکز است. حتی سپاسگزاری را می توان به عنوان یک کالا و نه یک وضعیت موجودی ارزشمند کرد.

جنبه سبک یادگیری نحوه جذب پول این است که می توان صورتحساب خود را پرداخت کرد و از نگرانی مالی عاری شد. جنبه سایه آن دانش ، ما را به جای دریافت یا دادن متمرکز می کند. دریافت یک هنر بی دردسر است ، و دادن واقعی روح را تغذیه می کند ، اما گرفتن پول ، چیزها یا تجربیات معنوی بیشتر به رنج منجر می شود. بدست آوردن و بدست آوردن بیشتر ، بهتر و یا دستیابی به آن ، برنامه EGO برای ترساندن ترس است ، اما این فقط یک رفع موقتی است.

متافیزیک در ذهن است. معنویت در قلب بنا شده است. تلاش برای به دست آوردن پول بیشتر به ما یک لیست کارهای متافیزیکی می دهد که هرگز نمی تواند تکمیل شود. نفس خواستار اقدام بیشتر ، برنامه ریزی بیشتر و کنترل بیشتر است. این هر موقعیتی را تجزیه و تحلیل می کند و ایده ها را بر اساس ایمن نگه داشتن بدن یا برخی از سازه های ذهنی خاص خریداری یا رد می کند. این همه چیز را به صورت مثبت خسته کننده می کند و تلاش برای کنترل زندگی به یک بار سنگین تبدیل می شود. کلمات مثبت از عادت بدبین بودن یا بدبینانه تسکین می یابد ، اما وقتی هر فکر پلیس می شود ، قصد ما برای مثبت بودن به یک فرمان خرد کننده برای کمال تبدیل می شود. خودانگیختگی رنج می برد و نیاز ما به چرخش خوش بین علیه ما است.

تفکر مثبت تنها یک مؤلفه در دستیابی به آزادی عاطفی است. زندگی ما برای هدایت رفتار به بیش از یک قاعده نیاز دارد. تفکر مثبت جایگاهی دارد ، همراه با بسیاری از اشکال دیگر بیان معتبر ، اما مگر اینکه با خرد و اصالت شریک باشد ، رئیس می شود ، نه بنده آفرینش ما.

زندگی ما آسان تر است وقتی ذهن دیگر به عنوان حاکم ، تصمیم دهنده و ژنراتور درگیری ما خدمت نمی کند. هنگامی که خودمان را در نیکی همه جانبه غوطه ور می کنیم ، نیاز به تغییر ، دستکاری ، جدا کردن ، کنترل یا حل شدن بیشتر. ما به پادشاهی وارد می شویم و در آرامش وجود استراحت می کنیم.

تجلیاین بخشی از زندگی آگاهانه است. در ذهن خود مراقبت کنید. اگر گرسنه هستید ، بخورید. اگر تشنه هستید ، بنوشید. اگر نیاز به پرداخت صورتحساب دارید ، پول خود را جذب کنید. این مشکل زمانی بوجود می آید که نفس ما را به سمت دائماً بدست آوریم. با وجود نفس در Command Central ، بیقراری مسلط وجود دارد که ما را به سمت دستیابی و اهداف بی معنی نگه می دارد. هنگام تجلی ، موضوع اصلی زندگی فرد است ، عصبی است. روح در وجود ، نه در انجام ، گرفتن یا داشتن.

اگر سحر و جادو پول کار می کرد ، می دانستم. این برای بدست آوردن پول بیشتر کار می کند ، اما در عرصه رضایت معنوی کار نمی کند. سحر و جادو پول ، هنگامی که به عنوان یک رفع عاطفی استفاده می شود ، روح را کسل می کند. این ما را از زمان حال به این امید می برد که پول وسیله ای برای قدرت ، عشق و اهمیت فراهم می کند ، یا اینکه می توانیم تجربیات معنوی مورد نیاز خود را برای خودمان خریداری کنیم.

اگر باید سؤال کنیم یا اقدام کنیم ، ممکن است تلاش ما به بهترین وجه صرف شود تا آنچه را که می خواهیم ، چه کسی هستیم. در مورد تمرین به جای شیر دادن به آن برای منافع شخصی چطور؟

فراوانی وضعیت طبیعی ما است. ما وقتی در وضعیت فراوانی زندگی می کنیم ، افکار و احساس فقدان را بهبود می بخشیم. تلاش برای از بین بردن ترس ما در مورد پول ، ترس را سوخت. از آنجا که این توهمات در صفحه زندگی ظاهر می شود ، ما برای پر کردن خلاء تلاش می کنیم. همانطور که یک خلاء را پر می کنیم ، دیگری در افق ظاهر می شود. هنگامی که ما متوقف می شویم و می دانیم که خلاء ذهنی است و کمبود این فکر دوگانگی است (همیشه خوب/بد ، بد/خوب) ، ما تمامیت واقعیت فعلی را به وجود می آوریم.

ذهن ، هنگامی که از ماهیت واقعی خود آگاه نیست ، واقعیت را با یک دستور کار می کند. در تصمیم گیری این است که ذهن را متوقف کنیم تا بتواند تسلیم شود و در یک سکون عمیق تر استراحت کند که ما صلح آمیز شویم. این شیوه زندگی ما را ضد آب می کند ، به طوری که روحیه ما افزایش نمی یابد و از طریق تعادل بانکی سقوط نمی کند. یکی از سنگ بنای تئوسوفی مراقبه است و مراقبه یک سنگ پله برای خودشناسی و رضایت است. وقتی می توانیم هنوز هم منبع باشیم و منبع را بشناسیم ، یک استراحت معنوی پویا پیدا می کنیم که زندگی ما را تازه می کند ، بازیابی می کند و زندگی می کند و بهترین چیز در مورد آن این است که این مسیر از رنج دور می شود.

آن Sermons Gillis رئیس جمهور هیوستون الج ، یک فعال سیاسی ، مربی زندگی ، نویسنده سه کتاب و یک وزیر است. او در وودلندز ، تگزاس ساکن است.

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود استادمحمد بازدید : 38 تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1402 ساعت: 15:04